تاريخ : ۱۳٩۳/۳/٩ | ٢:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم _بنده ی حقیر خدا ...

خدای مهربونم !!!

وقتی قلبهایمان کوچکتر از غصه هایمان میشـــــــود...
وقتی نمیتوانیم اشکهایمان را پشت پلکهایمان مخفی کنیم...
و بغض هایمان پشت سر هم میشکند...
وقتی احساس میکنیم بدبختی ها بیشتر از سهم‌مان‌ است...
و رنج‌ها بیشتر از صبرمان...وقتی امیدها ته میکشد و انتظارها به سر نمیرسد...
وقتی طاقتمان طاق میشود و تحملمان تمام...
آن وقت است که مطمئنیم به تو احتیاج داریم و مطمئنیم که تو
فقط تویی که کمکمان میکنی...
آن وقت است که تو را صدا میکنیم...
تو را میخوانیم...
آن وقت است که تو را آه میکشیم...
تو را گریه میکنیم...
تو را نفس میکشیم...
وقتی تو جواب میدهی...
دانه‌دانه اشکهایمان را پاک میکنی و یکی‌یکی‌ غصه‌ها را از توی دلمان برمیداری...
گره ‌تک‌تک‌ بغض‌هایمان را باز میکنی و دل شکسته‌مان را بندمیزنی‌....
سنگینی‌ها را برمیداری و جایش سبکی میگذاری و راحتی...
بیشتر از تلاشمان خوشبختی میدهی و بیشتر از لبها لبخند...
خواب‌هایمان را تعبیر میکنی , دعاهایمان را مستجاب و آرزوهایمان را برآورده...!
خداوندا !
تنها تو را صدا میکنیم
و فقط تو را می خوانیم ...